• برای دسترسی به امکانات سایت ثبت نام کنید
ورود ثبت

ورود به محيط کاربري

نام کاربري *
رمز عبور *

ايجاد يوزر جديد

آیتم های دارای * باید پر شوند.
نام *
نام کاربري *
رمز عبور *
تکرار رمز عبور *
ايميل *
تاييد ايميل *
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 امتیاز 3.50 (1 رای)

شاهدان گر دلبری زین سان کنند//زاهدان را رخنه در ایمان کنند
هر کجا آن شاخ نرگس بشکفد//گلرخانش دیده نرگسدان کنند

ای جوان سروقد گویی ببر//پیش از آن کز قامتت چوگان کنند
عاشقان را بر سر خود حکم نیست//هر چه فرمان تو باشد آن کنند
پیش چشمم کمتر است از قطره‌ای//این حکایت‌ها که از طوفان کنند
یار ما چون گیرد آغاز سماع//قدسیان بر عرش دست افشان کنند
مردم چشمم به خون آغشته شد//در کجا این ظلم بر انسان کنند
خوش برآ با غصه‌ای دل کاهل راز//عیش خوش در بوته هجران کنند
سر مکش حافظ ز آه نیم شب//تا چو صبحت آینه رخشان کنند

معانی لغات:

شاهد:مشاهده کنند، ادای شهادت کننده و گواه ، در اصطلاح فقهی: گواهی دهنده از روی یقین، در اصطلاح متکلمان: آنها اصل را شاهد و فرع را غایب می دانند، در اصطلاح صوفیه : آنچه در دل حضور داشته و یاد آن را غالب باشد، در اصطلاح عرفا: به معنای حاضر آمده و گویند شاهد حق است به اعتبار حضور ومرد یا زن نیکو روی و خوش صورت ، معشوق و محبوب خوش صورت حجت جمال حق تعالی.

شاخ نرگس: شاخه گل نرگس، کنایه از دلداری که چشمان او به مانند گل نرگس مخمور باشد.

بشکفد: سر درآورد،پیدا شود.

نرگسدان:گلدان گل نرگس.

گویی ببر: گویی از میدان رقابت بیرون ببر، توفیقی بدست بیاور.

از قامتت چوگان کنند:از قدّ راست تو ،چوگان خمیده بسازند- کنایه از پیری و خمیدگی قدّ.

بر سر خود حکم نیست:اختیار سر خود را ندارند ، سّرِ خود اختیاری ندارند ، از خود اختیاری ندارند.

سماع: وجد و حالت مشایخ و صوفیان منفرداً یا جمعاً با آداب و تشریفاتی خاص.
قدسیان:فرشتگان بهشتی.

دست افشان کردن: رقصیدن همراه با حرکات موزون دست.

سر مَکَش :دست برندار ، غفلت مکن، منصرف مشو.

معانی ابیات:

(۱) زیبا رویان، اگر بدین گونه دلبری کنند، در ایمان زاهدان رخنه خواهند نمود .

(۲)هر چه که آن شاخه گل نرگس بشکفد خوبرویان دیده خود را به گلدان گل نرگسی مبدّل سازند .

(۳) ای جوان بلند بالای راست اندام، پیش از آنکه از قد تو چوگان منحنی بسازند ( در میدان زندگی) گویی بزن ( و توفیقی بدست آر).

(۴) عاشقان از خود اختیاری ندارند، هرچه تو بفرمایی همان کار را می کنند.

(۵) مردمک چشم من از زیادی گریه خون آلود شد، در کجای دنیا بر انسان این همه ستم روا می دارند.

(۶) این داستانها که از تو فان نوح نقل می کنند در پیش چشم( اشکبار) من از قطره یی کمتر است.

(۷) آنگاه که محبوب ما به رقص و سماع بخیزد، فرشتگان آسمان در عرش به رقص و دست افشانی می پردازند.

(۸) عید رخسار خودت را بنما تا عاشقانت از راه وفا جان خود را نثار تو کنند .

(۹) ای حافظ از ناله های نیمه شب دست برندار و منصرف مشو تا آینه دلت را به مانند روی صبح، روشن و تابناک سازند.
منبع: مستانه دات آی آر

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید