• برای دسترسی به امکانات سایت ثبت نام کنید
ورود ثبت

ورود به محيط کاربري

نام کاربري *
رمز عبور *

ايجاد يوزر جديد

آیتم های دارای * باید پر شوند.
نام *
نام کاربري *
رمز عبور *
تکرار رمز عبور *
ايميل *
تاييد ايميل *
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 امتیاز 0.00 (0 رای)

به کوی میکده هر سالکی که ره دانست//دری دگر زدن اندیشه تبه دانست
زمانه افسر رندی نداد جز به کسی//که سرفرازی عالم در این کله دانست

بر آستانه میخانه هر که یافت رهی//ز فیض جام می اسرار خانقه دانست
هر آن که راز دو عالم ز خط ساغر خواند//رموز جام جم از نقش خاک ره دانست
ورای طاعت دیوانگان ز ما مطلب//که شیخ مذهب ما عاقلی گنه دانست
دلم ز نرگس ساقی امان نخواست به جان//چرا که شیوه آن ترک دل سیه دانست
ز جور کوکب طالع سحرگهان چشمم//چنان گریست که ناهید دید و مه دانست
حدیث حافظ و ساغر که می‌زند پنهان//چه جای محتسب و شحنه پادشه دانست
بلندمرتبه شاهی که نه رواق سپهر//نمونه‌ای ز خم طاق بارگه دانست

معانی لغات:
کوی میکده: کوچه و محله‌یی که میکده در آن واقع است.
سالک: راهرو، پوینده راه و رفتار و در اصطلاح عارفان به رونده راهی گفته می‌شود که به حق و حقیقت منتهی می‌شود.
اندیشه تبه: اندیشه تباه: فکر بی ربط، کار ناصحیح.
آستانه: درگاه ورودی.
فیض: رسیدن آب رودخانه پس از طغیان به زمینهای دو طرف، برکت.
اسرارخانقه: اسرار خانقاهیان، کنایه از رفتار ناشایست خانقاهیان.
خط ساغر: جام پیمانه شراب خوری، در میخانه‌های قدیم ظروفی متحدالشکل و گرد بوده که در طرف داخل با خطوط مستوی افقی تقسیم‌بندی می‌شده و وظیفه ساقی میخانه که شخصی مجرب و مشتری شناس بوده است این بوده که بسته به ظرفیت اشخاص در پیمانه آنها شراب می‌ریخته و صرف شراب بسته به میل واراده مشتری لیکن میزان آن بسته به تشخیص ساقی بوده است و کسی که با صرف چهار پیمانه پر و لبریز یعنی تا خط هفتم ازحال تعادل خارج نمی‌شده و بدمستی نمی‌کرده است به هفت خط مشهور می‌شده است. وظیفه دیگر ساقی این بوده که باملاحظه ظواهر حال مشتری فاصله بین دو پیمانه او را تنظیم کند تا شارب خمر از حد اعتدال و شادابی خارج نشده و به بدمستی نیفتد و اینکه در اشعار قدما ملاحظه می‌شود که از ساقی تمنای باده و تجدید جام می‌کنند به سبب همین رعایت ساقی در تنظیم باده‌گساری مشتریان بوده است. نام این هفت خط از بالا به پایین توسط شاعری در دو بیت شعر آمده است:
هفت خط داشت جام جمشیدی
هر یکی در صفا چو آیینه

جور و بغداد و بصره و ازرق
اشک و کاسه گر و فرودینه

که خط اشک یا ورشکر حد خطیر و میزان حداکثر ظرفیت مردم بوده و خط ششم و هفتم نادراً کسی در یک مجلس توان دریافت آن را داشته است. توضیح دیگر آنکه ساقی در پیمانه اول که به مشتری می‌داده پیمانه او را تا سرخط هفتم یعنی خط جور لبریز می‌کرده و این میزان شراب را هرکس می‌تواند تحمل کند در نوبتهای بعدی بسته به ظرفیت شارب ساقی پیمانه را تا یکی از خطوط زیر خط جور شراب می‌ریخته است و هنر ساقی در این بوده که مشتریان را در حال شادی و شنگولی نگهدارد و تعداد دفعات که هر دفعه از دفعه قبل حجم کمتری دارد و هر دفعه یک خط پایین‌تر از خط قبلی است کمتر به خط پنجم می‌رسیده است.
جام جم: جام کیخسرو، جام گیتی نما، جام جهان‌نما، جام جهان‌بین، جام جمشید، کنایه از جامی است که در اختیار کیخسرو بوده و با نگریستن در آن از وضعیات هفت کشور آگاه می‌شده است.
ورای: در پشت، به غیر از، بیشتر از.
طاعت: عبادت.
نرگس ساقی: (استعاره) چشم ساقی.
امان: پناه، عنایت.
شیوه: راه، رسم.
کوکب طالع: ستاره در حال برآمدن، ستاره بخت و اقبال، ستاره‌یی که به هنگام تولد هر کس طلوع می‌کند و سعد و نحس بودن اقبال را در بر دارد.
محتسب: نهی کننده کارهای ناشایست.
شحنه: داروغه:
نه رواق سپهر: نه آسمان، نه افلاک که درهیئت قدیم عبارت بوده است از فلک الافلاک یا عرش، فلک البروج، زحل، مشتری، مریخ، خورشید، زهره، عطارد، ماه.
طاق: سقف.
طاق بارگه: سقف بارگاه و دربار سلطنتی.

معانی ابیات:
(۱) کسی که راه میکده را یاد گرفت، در زدن و سر زدن به جاهای دیگر را کاری بیهوده می‌داند.
(۲) آنکه پایش به راه میخانه باز شده، به برکت جام می به رفتار ناشایست خانقاهیان پی می‌برد.
(۳) زمانه تاج و کلاه رندی را جز به آنهایی که سربلندی و عزت را در داشتن این کلاه می‌دانند نمی‌دهد.
(۴) کسی که راز دو عالم را از خط ساغر باده خوانده و درک کند، می‌تواند از نقش خاک راه هم اسرار جام جمشید را دریابد.
(۵) بیش از فراخور دیوانگان، بندگی از ما مخواه چرا که پیر، و راهنمای ما فرزانگی را جایز نمی‌دانست.
(۶) دلم از چشمهای مست و سیاه و خونریز ساقی، برای جان خود امان نخواست زیرا به بی‌رحمی این ترک سیاهدل پی برده بود.
(۷) چشمانم از جور ستاره نحس اقبالم به هنگام سحر چنان گریست که ناهید و ماه بدان آگاهی یافتند.
(۸) چه نگاه عارفانه‌یی است آن نگاهی که لب پیمانه را به مانند ماه شب اول و چهره ساقی را به سان ماه شب چهارده می‌بیند.
(۹) داستان باده‌نوشی پنهانی حافظ، نه تنها به گوش محتسب و داروغه که به گوش پادشاه هم رسیده است.
(۱۰) (به گوش همان) شاه بلند مرتبه‌یی که نه سقف آسمان نشانه‌یی از نیمدایره سقف بارگاه با عظمت اوست.
منبع: مستانه دات آی آر

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید