• برای دسترسی به امکانات سایت ثبت نام کنید
ورود ثبت

ورود به محيط کاربري

نام کاربري *
رمز عبور *

ايجاد يوزر جديد

آیتم های دارای * باید پر شوند.
نام *
نام کاربري *
رمز عبور *
تکرار رمز عبور *
ايميل *
تاييد ايميل *
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 امتیاز 0.00 (0 رای)

دوستان وقت گل آن به که به عشرت کوشیم//سخن اهل دل است این و به جان بنیوشیم
نیست در کس کرم و وقت طرب می‌گذرد//چاره آن است که سجاده به می بفروشیم

خوش هواییست فرح بخش خدایا بفرست//نازنینی که به رویش می گلگون نوشیم
ارغنون ساز فلک رهزن اهل هنر است//چون از این غصه ننالیم و چرا نخروشیم
گل به جوش آمد و از می نزدیمش آبی//لاجرم ز آتش حرمان و هوس می‌جوشیم
می‌کشیم از قدح لاله شرابی موهوم//چشم بد دور که بی مطرب و می مدهوشیم
حافظ این حال عجب با که توان گفت که ما//بلبلانیم که در موسم گل خاموشیم

معانی لغات:

عشرت : خوشگذرانی به صورت معاشرت و مصاحبت با دوستان .

اهل دل : صاحبدلان، زنده دلان خوش مشرب .

بنیوشیم : از مصدر نیوشیدن به معنای گشو فرا دهیم .

کَرَم : بخشندگی، فتوّت، بزرگواری .

طرب : شادی و خوشی توأم با باده نوشی .

سجاده : جانماز .

فرح بخش : شادی آفرین .

اَرغنون : سازی از نوع بادی که یونانی ها به آن اُرگانون می گویند و اصل آن یونانی است و از ۷ لوله مختلف به هم چسبیده درست شده و بعداً در ایران تعداد لوله ها را به ۱۲ عدد رسانیده اند. نام دیگر آن مِزمار است.

ارغنون ساز : ارغنون نواز ( از مصدر سازیدن یعنی ساز زدن) ، کنایه از زُهره است که آن را مطربه فلک نام نهاده اند .

ارغنون ساز فلک : ۱- ارغنون نواز فلک، ستاره زهره، ۲- آهنگ زن، نوازنده .

رهزن : ۱- راهزن و قاطع الطریق ، ۲- آهنگ زن، نوازنده .

گل به جوش آمد : ۱- گل در دیک گلاب گیری به جوش و غلیان آمد، ۲- گـل بر شاخه ها جوشید و باز شد .

از می نزدیمش آبی : آبی از شراب بر صورتش نپاشیدیم .

لاجرم : ناگزیر، ناچار .

حِرمان : نومیدی، بی نصیبی .

هوس : میل و رغبت ، خواهش .

قدح لاله : ( اضافه تشبیهی ) لاله به قدح تشبیه شده .

می کشیم : درمی کشیم، می نوشیم، سَر می کشیم .

موهوم : خیالی .

مدهوش : مست، از هوش رفته .

حال عجب : حال شگفت انگیز .

بلبلانیم : چون بلبلانی هستیم .

موسم : فصل .

معانی ابیات:

۱) دوستان بهتر است در فصل گل به معاشرت و شادی مشغول شویم (و) این سخن را که از گفته های اهل دل است به جان پذیرا شویم .

۲) (چون) در کسی بخشندگی و جوانمردی نیست و زمان شادی از دست می رود، راه کار در آن است که جانماز عبادت را برای خرید شراب بفروشیم .

۳) هوای خوش و نشاط انگیزی است . خدایا محبوب و یار نازپروری را به سوی ما بفرست که به شادی دیدارش شراب ارغوانی بنوشیم .

۴) چگونه از این غم و اندوه ننالیم و فریاد برنیاوریم که ( ستاره سعد زهده ) ارغنون نواز سپهر ( که به پشتیبانی هنرمندان مشهور است )راهزن ( و مانع پیشرفت ) هنرمندان شده است .

۵) گل به جوشش درآمد و ما از شراب بر چهره اش آبی نپاشیدیم و به ناچار خود از آتش نومیدی و بی نصیبی به حال جوشیدن افتاده ایم .

۶) از پیاله گل لاله شرابی خیالی می نوشیم ! چشم بد از ما دور باد که بدون رامشگر و باده سر مست و مسروریم !

۷) حافظ، با چه کسی می توان این رویداد شگفت انگیز را در میان نهاد که ما به مانند بلبل هایی هستیم که به هنگام گل لب فروبسته ایم .\
منبع: مستانه دات آی آر

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید