• برای دسترسی به امکانات سایت ثبت نام کنید
ورود ثبت

ورود به محيط کاربري

نام کاربري *
رمز عبور *

ايجاد يوزر جديد

آیتم های دارای * باید پر شوند.
نام *
نام کاربري *
رمز عبور *
تکرار رمز عبور *
ايميل *
تاييد ايميل *
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 امتیاز 2.50 (1 رای)

گل بی رخ یار خوش نباشد//بی باده بهار خوش نباشد
طرف چمن و طواف بستان//بی لاله عذار خوش نباشد

رقصیدن سرو و حالت گل//بی صوت هزار خوش نباشد
با یار شکرلب گل اندام//بی بوس و کنار خوش نباشد
هر نقش که دست عقل بندد//جز نقش نگار خوش نباشد
جان نقد محقر است حافظ//از بهر نثار خوش نباشد

معانی لغات:
خوش : مطبوع طرف چمن :گوشه چمن ، کنار چمن.

طواف بستان :گردش بستان ، دَورِبستان .

لاله عذار: لاله رخ ، چهره لاله مانند ، زیبا روی . هزا ر : بلبل شکر لب: شیرین لب.

کنار: آغوش ، کنایه از در گرفتن.

بندد: به بندد. هر نقش که دست عقل بندد: هرتصویری که دست عقل آن را نقش بندد نقش نگار :تصویر محبوب

نقد محقر: که بی ازرزش ، پول ناچیز . نثار: افشاندن ، تقدیم به خاکپای.

معانی ابیات:

(۱)تماشای گل، بدون دیدن چهره یار و فصل بهار بدون شراب دلچسب نیست.

(۲) گوشه چمن و گردش باغ بی وجود زیبارویی مطبوع نیست.

(۳) جنبش نشاط انگیز شاخه سرو و حالت و لطف گل ،بدون آواز بلبل دلنشین نیست .

(۴) با یار نوشین لب و لطیف اندام بودن ، بدون بوسه و هم آغوشی لطفی ندارد .

(۵) هر تصویری که دست عقل آن را رسم کند ، جز تصویر ی که از معشوق می کشد زیبا نیست .

(۶) جان ، سکه بی ارزشی است که برای ریختن و تقدیم به پای دوست مناسب نیست.
منبع: مستانه دات آی آر

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید